تبليغاتX
shahneshin & saraneh
مردم زرده از عوارض ناشي از سلاحهاي شيميائي در رنج هستند
مردم زرده از عوارض ناشي از سلاحهاي شيميائي در رنج هستند

سوسن محمدخاني غياثوند- ژيلا گلعنبر

05:26:15/08/2010                                                                          

روستاي زرده از توابع شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه که مابين کرند غرب و سرپل ذهاب قرار دارد در صبحگاه 31 تير ماه سال 67 مصادف با عيد قربان توسط چند فروند از هواپيماهاي عراقي هدف بمباران شيميائي قرار گرفت و طي آن شمار زيادي از هموطنانمان کشته و زخمي شدند.


برای دیدن کل گزارش بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 19:8  توسط آقای  m.rostami  | 

ahoOrA

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 14:9  توسط آقای  m.rostami  | 

نوشته های باقیمانده در تخت جمشید

با مطالعه سنگ‌نوشته‌ها و حجاری‌های باقی‌مانده و یافت‌شده در تخت‌جمشید، می‌توان به‌خوبی به باورها و اعتقادات سران هخامنشی پی برد. چرا که صاحبان و دستوردهندگان ساختمان این بنا، بر تمام جزییات ساختمان این بنا نظارت داشته‌اند تا همه‌چیز به حد کمال از آب درآید و بدین خاطر است که مشاهده می‌کنیم که چه از نظر ساختمانی، چه از نظر ترسیم تصویرهای برجسته و چه از نظر نوشته‌شدن کتیبه‌ها دقت بسیار زیادی به‌کار رفته است. ده‌ها طرح و نقشه ارائه‌ شده تا یکی از میان آنها انتخاب و ده‌ها متن نوشته‌ شده تا یکی را برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ انتخاب کرده‌اند و بدین خاطر است که در ساختمان تخت‌جمشید، تفکر، اندیشه و دقت و ظرافت و فن‌ و هنر فوق‌العاده زیادی را مشاهده می‌کنیم
همه باستان‌شناسان متفق‌القولند که تخت‌جمشید خط فکری دارد و فرهنگی که بر هنر هخامنشیان حاکم است، کاملا ایرانی است. و از اعتقادات و رسوم و سنن و خواست‌ها و باورها و ایده‌آل‌های هخامنشیان سرچشمه می‌گیرد و بیان‌کننده آرزوها و اعتقادات آنان است.
گیرشمن در مورد مذهب هخامنشی اعتقاد دارد که درست است که در دوران هخامنشی کیش زردشتی در اکثر مناطق ایران پراکنده شده بوده و اکثر مردم ایران کیش زرتشتی داشتند، ولی به نظر او، شاهان هخامنشی زرتشتی نبوده‌اند! در حالی‌که همه باستان‌شناسان از جمله خود پروفسور گیرشمن باور دارند که کوروش بنیانگذار سلسله هخامنشی، با ایجاد اتفاق و اتحاد مابین قوم خود و دیگر ملل ساکن در ایران توانسته است که در مدتی کم نیرویی بسیار عظیم جمع نموده و به کشورهای مجاور حمله کند و آنها را به‌راحتی و به‌خوبی به‌تصرف خود درآورده و با هم متحد کند، و این ممکن نبوده مگر اینکه وی دارای ایدئولوژی بوده که به‌نظر مردم و سربازان او مورد احترام و مقدس باشد،‌ به‌طوری‌که این همه سرباز، جان خود را در کف نهاده در خدمت او درآیند و در راه آرمان او بجنگند.
در حالی‌که اگر به قول گیرشمن اکثریت ملت ایران زرتشتی نبوده‌اند، چگونه حاضر شده‌اند که در خدمت این شاهان کافر قرار گیرند و برای پیروزی او ، از خود جان‌گذشتگی نشان دهند. کاملا مسلم است که همه سران کشورها در طول تاریخ که از میان مردم برخواسته و به حکومت رسیده‌اند، ناگزیر پیرو مذهب اکثریت همان اجتماع بوده‌اند. فلسفه ناسیونالیستی برای دفاع از کشور همیشه توانسته است مورد استفاده قرار گیرد، ولی نمی‌تواند برای تصرف کشورهای دیگر به‌کار برده شود و فلسفه‌ای جهان‌شمول لازم است تا ملتی را برای فداکاری و جانفشانی برای تصرف کشورهای دیگر آماده سازد.
با مشاهده تخت‌جمشید و بررسی آثار و کتیبه‌های باقی‌مانده از دوران هخامنشی و آنچه که عنوان عملکرد آنان در تاریخ ثبت شده است و تاریخ‌نویسان یونانی نوشته، یا در کتاب تورات و عهد عتیق باقی‌مانده است، بدین نتیجه می‌رسیم که این شاهان به اصولی که جزییات آن در این بخش خواهد آمد، اعتقاد داشتند. به دلایل مشروحه زیر، این شاهان به‌نظر نگارنده، زرتشتی بودند. هرچند که نمی‌توان تمام اعمال و رفتار آنان را مطابق با دستورات این دین دانست.
هخامنشیان همیشه سنگ‌نوشته‌ خود را با نام خدا شروع کرده‌اند و می‌نویسند می‌ستایم اهورامزدا را که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که این مردم را آفرید، که (مرا) پادشاه کرد، که شادی را آفرید و غیره ….
و اهورامزدا را آفریننده همه چیز می‌دانسته‌اند و به‌دنبال نام او، کارها و پیروزی‌های خود را می‌آوردند و در پایان نیز ذکر می‌کردند که آنچه که به‌دست آورده‌اند، به خواست و یاری او بوده و از اهورامزدا می‌خواهند که به‌ آنها عمر طولانی و عزت دهد. مثلا در کتیبه بیستون (بهستان) نزدیک به پنجاه بار نام اهورامزدا همراه دو کلمه ((خواست)) و ((یاری)) آمده است، به‌یاری اهورامزدا، به خواست اهورامزدا این کار یا آن عمل انجام گرفت،‌و به‌وضوح نشان می‌دهند که آنان یکتاپرست بوده و موفقیتهای خود را نتیجه کمک خداوند دانسته و تنها او را شکر می‌کردند. اینکه بعضی از باستان‌شناسان می‌نویسند : در سنگ‌نوشته‌هایی که در بابل، یا فلسطین یا مصر یافت شده، آنان از بت‌ها و خدایان مقدس بین ملل دیگر نیز به‌خوبی و با احترام یاد کرده‌اند، از آزاداندیشی و آزادمنشی ایشان و احترامی که برای ملل دیگر و درنتیجه برای مقدسات آنها قایل بوده‌اند، می‌باشد و به‌هیچ‌وجه از اعتقاد ایشان به خدای یکتا (اهورامزدا) نمی‌کاهد.
می‌دانیم که اشوزرتشت یکی از نخستین پیامبرانی است که در تاریخ از او نام برده شده و ایرانیان یکی از نخستین خداشناسان عالم هستند، خدای زرتشت اهورامزدا نام دارد که آفریننده کل هستی شناخته شده است. در گاتاها در عین حال زرتشتیان نیز مانند سایر ادیان اعتقاد دارند که در درگاه خداوند فرشتگانی هستند که اهورامزدا آنها را برای اداره و پاسداری بخشی از آفریده‌های خود آفریده است که ((ایزدان)) نامیده می‌شوند و آناهیتا و مهر و سروش از بزرگترین ایزدان می‌باشند. نام خدای هخامنشیان نیز همانند زرتشتیان اهورامزدا بوده و در تمام سنگ‌نوشته‌ها خدای خود را بدین نام می‌نامند و او را آفریننده همه‌چیز در جهان می‌دانند و در ضمن از ایزدانی مانند ارت و آناهیتا نیز به کرات یاد شده است.
در کیش زرتشتی راستی بسیار ستوده شده است،‌و بدین حقیقت بزرگ اشاره شده که راستی، پایه و اساس رستگاری بشر و دروغ سرچشمه همه بدی‌ها و پلیدی‌هاست (بندهای متعدد گاتاها).در کتیبه‌ای در تخت‌جمشید نیز داریوش از اهورامزدا می‌خواهد که کشور او را از جنگ و خشکسالی و ((دروغ)) دور نگه دارد، وی نیز اعتقاد دارد که دروغ و انتشار آن در جامعه می‌تواند به اندازه جنگ و خشکسالی به کشور آسیب برساند.
یا در سنگ‌نوشته بی‌ستون می‌نویسد: تو که پس از من شاه خواهی شد،‌ خود را سخت از دروغ دور نگاه‌دار، هر کس بخواهد بنای استقلال مملکت و سعادت ملتش را بر اساس نیکی استوار نماید،‌ باید دروغ را از آن مرز و بوم از ریشه براندازد و راستی را به جای آن استوار نماید.
هخامنشیان مانند زرتشتیان به بقای روح اعتقاد داشتند و با وصفی که طریقه مومیایی‌کردن را از مصریان آموخته بودند و می‌توانستند اجساد خود را مومیایی نمایند تا باقی بماند، خواستار آن نبودند و جسدشان را در قبر گذاشته و به خاک سپرده‌اند. درحالی‌که مصریان آن زمان،‌ بقای روح را باور نداشته و معتقد بودند که به‌شرطی انسان ابدی می‌شود که جسم او مومیایی شده و در محل بسیار امنی مثل اهرام یا مصطبه گذاشته شود. در آن زمان هنوز یونانیان که خود را خیلی متمدن‌تر از ما می‌دانستند و می‌دانند، خدانشناس بودند و بت‌های متعددی می‌پرستیدند که هرکدام از آنها را مظهر آفرینش بخشی از جهان طبیعت تصور می‌کردند. در 2500 سال قبل هنوز دولت روم وجود نداشته و ملت آلمان و فرانسه و انگلیس و به‌طور کلی اکثر مردم اروپا هنوز در مرحله چادرنشینی به‌سر می‌بردند و یا در مرحله شروع دوره کشاورزی سیر می‌کردند و تنها ایرانیان و قوم یهود به خدای واحد ایمان داشته و یکتاپرست بودند.
در مذهب اشوزرتشت، شادبودن و شادی‌کردن نوعی شکرگذاری به درگاه خداوند محسوب می‌شود و غم و غصه‌خوردن و اصراف و هدردادن آفریده‌ها، نوعی ناشکری و ناسپاسی به‌حساب می‌آید. مردم ایران‌باستان، هرساله حدود شصت روز را جشن داشتند که ضمن ستایش اهورامزدا به بذل و بخشش و جشن و شادی می‌پرداختند. هر روز اسمی داشت که وقتی آن روزها با نام ماه برابر می‌شد، جشن می‌گرفتند. شش ((چهره گهنبار)) داشتند که هرکدام پنج روز بود و عقیده بر این بود که خداوند به هر چهره گهنبار یکی از بخش‌های مهم عالم را آفریده است و جشن می‌گرفتند و خیرات می‌کردند. جشن نوروز و مهرگان و سده که از بزرگترین جشنهای ملی و مذهبی بود نیز جشن گرفته می‌شد. خلاصه ایرانیان سعی می‌کردند به هر بهانه‌ای که شده روزگار را به شادی و شکرگذاری سپری نمایند. هخامنشیان نیز برای شادی و شادی‌کردن، ارزش زیادی قائل بوده و تقریبا در تمام کتیبه‌های خود، اهورامزدا را به خاطر آفرینش شادی ستایش کرده و خدا را شکر می‌گویند.
مسأله اخلاق و وظیفه انسان در رعایت اصول اخلاقی، در دین زرتشت بسیار سفارش شده است، به‌طوری‌که او را معلم بزرگ اخلاق و اولین و بارزترین مبلغ آن می‌دانند و گاتاها، کتاب مقدس زرتشتیان پر است از متعالی‌ترین اصول اخلاقی که اشوزرتشت رعایت دقیق این اصول را از انسان خواستار شده است.
دین، کلمه‌ای است اوستایی و به‌معنی وجدان است و کار دین وجدان‌سازی است و وجدان یعنی پای‌بندی انسان به اصول اخلاقی و بنابراین، کار وجدان؛ انسان‌سازی است.
هرودوت و کتزیاس و گزنفون، هرسه ، کوروش را از جهت داشتن نیروهای سیاست و جوانمردی و درستی و مردانگی و به‌خصوص آزادمنشی به‌گونه‌های مختلف ستوده‌اند. باستان‌شناسان هم عقیده دارند که کوروش همه مردم جهان را به یک چشم نگاه می‌کرد و در رفتار آزاده‌مرد بود، و با داشتن القاب و عناوین شدیدا مخالف بوده‌است. تاریخ نشان می‌دهد که شاهان هخامنشی به رعایت اصول اخلاقی، بسیار معتقد بوده و به تمام پیمان‌هایی که در دوران حکومت خود بسته‌اند، پای‌بند بوده‌اند. گیرشمن در کتاب خود، متذکر شده که شاهان هخامنشی به‌دنبال گسترش عدل و انصاف بوده و نه تنها با پیشروی خود در جهان تمدنی را نابود نکرده‌اند، بلکه به پیشرفت و گسترش تمدن و فرهنگ در جهان بسیار کمک نموده‌اند. پروفسور ماری‌کخ در کتاب خود با نام ((از زبان داریوش)) نیز با تکیه بر کتیبه‌های هخامنشیان پای‌بندی ایشان را به اصول اخلاق و انسانیت بسیار ستوده‌اند.
در دین زرتشت، آزادی عقیده و انتخاب راه، بسیار محترم شمرده شده است، به‌طوری‌که در ((گاتاها)) می‌فرماید هر مرد و زن حق دارد خود راه خویش را برگزیند و خداوند به انسان نیروی اراده بخشیده است تا هر کس برحسب اراده خویش رفتار نماید.
تاریخ نیز گواهی می‌دهد که هخامنشیان دارای ایدئولوژی بسیار قوی بوده و بدان عمل می‌نمودند،‌از طرفی بسیار آزاداندیش بودند و با وصفی که مدت دویست‌وسی‌ سال بر بیش از نیمی از مردم جهان فرمان می‌راندند، هرگز باورهای خود و حتی خط و زبان خود را بر آنان تحمیل نکردند. در زمان هخامنشیان آنان تمام ملل تابعه خود را در پیروی از باورهای خویش آزاد می‌گذاشتند و فقط بعضی کارهایی را که به‌نظر آنها بسیار غیرانسانی جلوه می‌کرد و با اعتقادات آنان بسیار مغایر بوده، در سراسر امپراتوری خود ممنوع کردند، مثلا در ((کارتاژ)) رسم بر این بود که والدین برای خشنودی بت بزرگ به‌نام ((مولوخ)) فرزندان خود را روی دستهای بت گذاشته می‌سوزاندند یا در سوریه کودکان را در راه بت ((ملکارت)) قربانی می‌کردند، در مصر و بابل نیز مردم بنا به باورهای خود، فرزندان خود را قربانی می‌نمودند،‌ که هخامنشیان این نوع کارها را در سراسر امپراتوری خود ممنوع اعلام نمودند.
با حمله هخامنشیان به کشورهای مختلف و تصرف آن کشورها نه تمدنی از تمدن‌های قدیم از بین رفت و نه ملتی به نابودی کشیده شد. درحالی‌که هخامنشیان در زمانی می‌زیستند که شاهان هم‌طراز آنها پس از حمله به کشورهای دیگر افتخار می‌کردند که آن شهرها را ویران کرده و هزاران نفر را از دم تیغ گذراندند و حتی به حیوانات نیز رحم نکرده‌اند و از سرها تپه‌ها ساخته‌اند، و یا دست‌ها و گوش‌ها و بینی‌ها را قطع کرده‌اند. درحالی‌که همیشه هخامنشیان به این نکته افتخار دارند که پس از تصرف کشوری، به مردم آن کشور آزادی داده‌اند و به سربازان خود اجازه نداده‌اند که به کسی آزار برسانند و سعی کرده‌اند که عدل و داد را در آن کشورها برقرار نمایند و میراث فرهنگی کشورهای دیگر را ارج می‌نهادند و امنیت و توسعه بازرگانی با آنها را به ارمغان می‌بردند. بی‌سبب نیست که به‌علت این خوش‌رفتاری‌ها، نام شاهان هخامنشی در کتاب‌های مقدس عهد عتیق جزو مقدس‌ترین افراد به‌ثبت رسیده است و ملت یهود کوروش را تا حد مسیح و کمربسته خدا بالا برده‌اند.
قبله زرتشتیان ((نور)) است و زرتشتیان همیشه رو به‌سوی قوی‌ترین منبع نوری که در فراروی خود دارند، ایستاده و به ستایش اهورامزدا می‌پردازند. در طی روز، رو به خورشید و در شب رو به‌سوی ماه و تنها در محل آتشکده می‌باشد که همگی آنها به طرف آتش موجود در آتشکده که به روش مخصوصی از قرنها پیش تهیه شده و همانند پرچم، مظهر تمامیت مذهبی و فرهنگی ایشان است، ایستاده و به ستایش خدا می‌پردازند. هرگز دیده نشده که حتی کسی که در همسایگی آتشکده زندگی می‌کند موقع خواندن نماز، رو به‌سوی آتشکده نموده، آن را قبله خود قرار دهد
بنابراین آتش موجود در آتشکده درست حکم پرچم را دارد و به همان اندازه برای زرتشتیان مورد احترام می‌باشد و از دیگر ملل نیز انتظار دارند که موقع بازدید از آن، به آن احترام گذارند.
در حجاریها و دیگر آثار باقی‌مانده در تخت‌جمشید مشاهده می‌شود هرجا سران مملکت در حال نیایش می‌باشند، در فراروی آنها خورشید و در بعضی طرح‌هایی از آتش قرار دارد، و ثابت شده‌است که قبله یا سوی پرستش هخامنشیان نیز نور بوده است و در تاریخ ذکر می‌شود که هخامنشیان به هرجا لشکرکشی می‌کردند، ارابه‌ای حاوی آتش آتشکده را نیز به‌همراه لشکر خود حمل می‌نمودند که در سربازان خود یک نوع احساس خاصی ایجاد نمایند که با انرژی بیشتری به نبرد بپردازند. این اعتقاد که هخامنشیان آتش‌پرست یا خورشیدپرست بودند، تهمتی بیش نیست، هرگز در هیچ کتیبه‌ای از دوره هخامنشیان از ((آتش)) یا ((خورشید)) گفتگو یا ستایش نشده است و همه تاریخ‌نویسان ذکر می‌نمایند که تا کنون هیچ مجسمه بزرگ یا بتی در آثار هخامنشیان کشف نشده است، و هرودوت هم بارها ذکر کرده که ایرانیان برخلاف مردم کشورهای دیگر جهان برای خدای خود مجسمه نمی‌سازند، و در معبدی حبس نمی‌نمایند
بنا به شواهدی که ذکر شد و بسیاری دلایل دیگر، به‌نظر نگارنده پادشاهان هخامنشی زرتشتی بوده و به خیلی از اصول این مذهب پای‌بند بوده و عمل می‌کردند، ‌هرچند که نمی‌توان تمام اعمال و کردار آنها را کاملا مطابق با دین اشوزرتشت دانست، کما اینکه نمی‌توان اعمال و کردار مثلا یک فرمانده مسیحی را به حساب دین حضرت مسیح‌ (ع) و مسیحیان گذاشت.

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 13:45  توسط آقای  m.rostami  | 

دانستنی های کوروش کبیر
آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.
ـ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت
ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد
ـ آیا میدانید : کوروش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد
ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید
ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند
ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است
ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است
ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند
ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد
ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد
ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد
ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد
ـ آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت
ـ آیا میدانید : داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم
2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 13:37  توسط آقای  m.rostami  | 

عذر خواهی روزنامه جمهوری در پی اعتراض مردم اهل حق در 12تیر1389
تنزيه ساحت‌ اهل حق از اتهام شيطان‌پرستي و ...
(پاسخ به بخشي از مقاله‌ي متون تحريف شده يهودي، عامل ظهور نحله‌هاي شيطاني)


آيين اهل حق كه مشتق از حق و حقيقت است اصول كلي آن با ظهور ازلي حضرت حق پي‌ريزي و در طول تاريخ بعد از طي مراحل طوليه نبوت و ولايت و تمامي شرايع حقه از متن ولايت به ظهور رسيده در قرن هشتم هجري بنيانگذاري شده است. مردم اهل حق - كه به پيروان اين آيين اطلاق مي‌شود - برابر مستندات اعتقادي به عنوان جوهره شيعه اثني عشري بانگرش عرفاني، فلسفي به مباحث اصولي دين اسلام و اعتقاد عملي و يقين شهودي به اصول توحيد، نوبت،‌معاد و ولايت‌ داراي ديدگاه‌ها و احكام خاص مي‌باشند كه برابر مفاد آيه شريفه: " لكل جعلنا منكم شرعه و منها جا و لوشاء‌الله لجعلكم امه واحدة و لكن ليبلوكم فيما آتيكم فاستبقوا الخيرات الي‌الله مرجعكم جميعا" (1) هيچگونه منافاتي با نص صريح كلام الهي ندارد. البته لازمه درك مفاهيم اعتقادي اين آيين داشتن اهليت و ظرفيت لازم مي‌‌باشد كه همه عرفاء با وصول به اين مقام عملا بر صدق مدعاي اين آيين تأكيد ورزيده‌اند.
در حال حاضر، ده‌ها ميليون نفر از اين مردم در كشورهاي سوريه، تركيه، آذربايجان، لبنان،‌عراق، هندوستان، پاكستان و... زندگي مي‌كنند كه از انواع حقوق اجتماعي و شهروندي برخوردار بوده و دول متبوعشان آن‌ها را به رسميت شناخته‌ است و ميليون‌ها نفر از اين مردم در سراسر ايران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب پراكنده‌اند كه در عرصه‌هاي مختلف تاريخ با وجود تنگناهاي اجتماعي با جانفشاني و ايثار از هويت ملي و كيان خويش دفاع كرده‌اند. نمونه بارز اين از خود گذشتگي در طول انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به نمايش گذاشته شد.
اتهام شيطان‌پرستي به مردم موحد اهل حق اتهامي واهي و بلا وجه مي‌باشد، چرا كه لازمه توحيد عيني اهل حق، يكتاپرستي ذات مقدس حضرت حق و مظاهر تامه آن حضرت - كه مجلاء و مرآي تام و تمام آن ذات هستند، مي‌باشد - لذا اين يكتاپرستي با پرستش مخلوقي از مخلوقات آن حضرت به نام شيطان كه مظهرشر و مكر و حيله و نفس‌گرائي در مقام اماره‌گي است منافات دارد . حضرت مولانا جلال‌الدين رومي مي‌فرمايد: شيطان همان نفس اماره است كه اكثر انسان‌ها به لحاظ دوري از رياضت و سلوك معنوي گرفتار آن مي‌باشند.
نفس و شيطان هر دو يك تن بوده‌اند
دردو صورت خويش را بنموده‌اند
كما اينكه قرآن از زبان شيطان تابعين نفس اماره را بشخصه ملامت كرده و مي‌گويد: "لاتلوموني و لوموا انفسكم" (2). حضرت علي نيز همين نفس اماره را - كه چهره‌اي از مظاهر شيطان رجيم مي‌باشد - بزرگترين دشمن خفته، در باطن انسان‌ها مي‌داند: "اعدا عدوك نفسك التي بين جنبيك"
مردم اهل حق برخلاف تصور نويسنده و تهيه كننده مقاله مزبور، مردمي هستند كه در اثر رياضات ممتد و كسب كمالات معنوي با زير پا گذاشتن دشمن نفس اماره به مقام صاحبان نفوس مطمئنه و ملهمه تشرف پيدا مي كنند.
حال محل سئوال اينجاست : آيا كسي كه بنا به دستور موكد ديني ميبايست در مسير راستي و پاكي،‌و نيستي و... قدم برميدارد، مي تواند شيطان‌پرست باشد؟ و آيا حق و باطل و خير و شر ذاتا قابل جمع‌اند؟ چه طور ممكن است كه شخصي هم اهل حق باشد و اهل شر؟ هم اهل هدايت باشد و هم اهل ضلالت؟ عقل و منطق جمع ضدين را امري محال مي‌داند. لذا تعميم اوصاف گروهي شيطان‌پرست به اين مردم الهي قياسي مع‌الفارق و ناصواب ميباشد.
در پاسخ به ساير اتهامات انتسابي ديگر نيز معروض ميدارد كه مطالب مذكور در گزارشات روزنامه بر مبناي شنيده‌ها تهيه گرديده است و حاليكه تبيين شنيده‌ها براي نيل به واقعيت و سپس پيروي از امر حقيقي از وظايف اصلي شنونده است. حضرت مولي علي در نهج‌‌البلاغه فاصله ميان حق و باطل را چهار انگشت دانسته و ميفرمايد حق آنستكه بگويي ديدم و باطل آنستكه بگويي شنيدم. مردم اهل حق بنا به توصيه بزرگان آييني خود و ملاك عمل قراردادن سلوك آنها از هر گونه گرايش و ورود به سياست و جانبداري از گروههاي سياسي و معاند اجتناب ورزيده و هميشه از بدخواهان و معاندان اين ملت و اين مرز و بوم برائت جسته‌اند. لذا انتساب اتهام حضور گروهك معاند پژاك در يكي از زيارتگاههاي اهل حق و... به جماعت اهل حق - در طول تاريخ، وفاداري خود را به خاك پاك ايران عزيز اثبات نموده‌اند - كذب محض است . نويسنده مقاله با استناد به كدام آمار و يا گزارش مراجع انتظامي و قضايي مناطق اهل حق نشين، عنوان نموده استكه اين مردم كارهاي فجيعي را مرتكب مي‌شوند؟ در زيارتگاههاي اهل حق منجمله گره‌بان كه به نام حضرت مولي علي گشوده شده جز ذكر وعبادت ذات حق و انفاق و اطعام بندگان حق، عملي صورت نمي‌پذيرد. برخلاف ادعاي بلاوجه مطروحه در اين مكان‌ها سلاحي جز دعا و ناله ورجاء آن هم بين رب و مربوب و خالق و مخلوق رد و بدل نمي‌شود. در اين زيارتگاه عاشقان درگاه حق نه از شراب پست انگوري و الكلي، بلكه با ذكر كلام حق، از كوثر شرابا طهور ربوبي جرعه‌نوشي مي‌كنند. كساني كه در گره‌بان با پرورش گل محمدي گلاب خوش عطر و بو به زايرين و ميهمانان خود هديه مي‌كنند و زيارتگاههاي كشور با اين گلاب شستشو داده مي‌شود چگونه مي‌توانند تمايلي به استعمال مشروبات ومخدرات داشته باشند؟
مردم اهل حق به استناد دستور موكد آيين خود، از استعمال و داد و ستد هر گونه مواد مخدر و مشروبات الكلي كه جملگي ضايع كننده‌ي عقل و روح انسانهاست تبري جسته بلكه گرايش به اين افعال و مواد و هر چيزي را كه مسكر باشد حرام و گناهي بزرگ مي‌دانند. و همچنين چون پيروان ساير اديان الهي، به حريم حدود ديني و اخلاقي و محارم خانوادگي و هر گونه حلال و حرام الهي اعتقاد و التزام عملي داشته و دارند. لذا توهم عدم رعايت حريمهاي نهاد خانواده را كه از سوي نويسنده‌ي ناآشناي مقاله عنوان شده باطل‌تر از آن ميدانيم كه بر رد آن دليل و برهان اقامه نماييم. و صرفا به رد و تكذيب آن اكتفا كرده و ميگوييم: هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين؟ هشدار الهي را نيز يادآور ميشويم كه دير نخواهد بود كه در روز حشر اعمال و گفتار و پندارهاي ناصواب، گريبان فاعلين و قايلين آنها را خواهد گرفت.!!!
لذا با عنايت به :
* صراحت نصوص آيات متعدد قرآن كريم از جمله آيه شريفه مذكور و فرمايشات حضرات معصومين و سخنان متعدد امام خميني در زمينه رعايت حقوق قانوني اجتماعي قوميت‌هاي مختلف و آزادي‌عمل آن‌ها در اجراي آداب ديني و اجتماعي خود و برخورداري كامل‌شان از حقوق اجتماعي و وظيفه حكومت اسلامي در تامين حقوق و امنيت آن‌ها و بالاخص فرموده‌هاي تاييد‌آميز آن حضرت در ديدار با بزرگان اهل حق كه فرمودند: "اگر شما علي (ع) را حق مي‌دانيد ما هم اهل حقيم"
** و همچنين مفاد منشور سازمان ملل و اصول 19 - 20 - 22 - 23 و 28 قانون اساسي مبني بر برخورداري افراد از حقوق اجتماعي يكسان و مصونيت، حيثيث، جان، مال، حقوق و شغل اشخاص از تعرض و ممنوعيت تفتيش عقايد و تعرض به صاحبان عقيده‌هاي مختلف؛
*** و نيز با توجه به توصيه‌هاي مكرر مسئولين بلند پايه نظام در مورد رعايت حقوق قانوني و اجتماعي تمامي اقشار مردم و احترام به عقايد اديان مختلف و سابقا بخشنامه شماره 82688 مورخه 21/8/68 در مورد اهل حق (كه در حضور روساي وقت قواي سه گانه منجمله مقام رهبري مطرح و صادر شده بود)
****و با توجه به لزوم برقراري وحدت و يكپارچگي در بين تمامي اقشار مردم و جلوگيري از تفرقه و تشتت بين قوميت‌هاي مختلف عقيدتي و رعايت حقوق قانوني و اجتماعي آن‌ها از جمله مردم اهل حق به عنوان شهروندان ايراني؛
لازم به ذكر مي‌داند كه طرح و عنوان مباحث تفرقه‌آميز در صحنه مطبوعات و رسانه‌هاي عمومي و جمعي توسط نويسندگان و اهل قلم نه تنها بر تحقق شعار چندين ساله اتحاد و همبستگي ملي و انسجام اسلامي كمكي نخواهد كرد بلكه موجبات نفاق ملي و از هم گسيختگي گروهي در قالب قوميت‌هاي مختلف را فراهم نموده و سوء‌استفاده بيگانگان و مجامع بين‌‌المللي را باعث مي‌شود.
اميد است كه اين حداقل توضيح، موجب تنوير افكار عمومي نسبت به جماعت سالم و ساكت اهل حق شده و از اين پس شاهد آن نباشيم كه هر كسي بدون آگاهي و شناخت كافي، نسبت به اين مردم دست به قلم برده آنچه در شأن آنها نيست بنگارد. و اميد مضاعف آنكه مسئولين نشريات عمومي بدون دقت و بررسي از چاپ مقاله ويا گزارشي كه موجبات توهين و هتك حيثيت افراد و اقوام را فراهم مي‌كند خودداري نمايند.
چنين باد.
يا علي مدد ايرج محمديان
(1) - ما بر هر قومي شريعت و طريقه‌اي مقرر داشتيم و اگر خدا مي‌خواست همه را يك امت واحد ميگردانيد و ليكن اين نكرد تا شما را به احكامي كه در كتاب خود فرستاده بيازمايد پس به كارهاي نيك سبقت گيريد كه بازگشت همه بسوي خداست./ آيه 47 سوره مائده
(2) مرا ملامت نكنيد بلكه خودتان را ملامت نماييد./آيه 22 سوره ابراهيم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 2:42  توسط آقای  m.rostami  |